ر مثل مکانيک

نوشته هایی از روی یک زندگی: سال های دور از خانه

قصد «غربت»

 

گرد نشسته روی صفحات وبلاگ را تکاندن و دوباره آویختن این سطور، آنهم با کیبورد بدون لیبل شیما در این گوشه فرنگ، شاخ غول شکاندن نیست ولی صعب است و دشخوار.  چند نفس آن طرفتر، شیما هم دارد می نویسد، بازهم از آن نوشته های "مخوان"ِ خودش. هرچند دیگر "ر مثل مکانیک" اینجا محلّی ندارد، که من هنوز «ر»ِ ام ولی مکانیک، دیگر مکانیک نیست. اینجا آمدم نیّت طنّازی نکردم و تنها قصد «غربت» کردم، الله اکبر.

خود را قسمت کرده ام،

سهمی برای تو ،

مختصری برای خدا بابت ویزای سوئیس،

ببینیم از باقی مانده من،

چیزی از من مانده است؟

اگر بود، با آن برایت آواز می خوانم:

باز باز آنکه دلم مشتاقش بود،

با مهر آمد و بر مستی افزود.

   + احمد ر ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()